غشیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غشیة. [ غ َ شی ی َ ] (اِخ ) نام جایی است از ناحیه ٔ معدن القبلیة. به صورت عسیة نیز روایت شده است . (از معجم البلدان ).
غشیة. [ غ ُش ْ ی َ ] (ع اِ) پوشش . پرده . غُشایَة. و غِشایَة. مثله، یقال : علی بصره و قلبه غشیة و غشایة؛ ای غطاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
غشیة. [ غ َش ْ ی َ ] (ع اِمص ) بیهوشی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). به معنی غَشْی ْ. (از اقرب الموارد). غش کردن . بیخود شدن .رجوع به غَشْی ْ شود. ◄ اسم مرت از غَشْی ْ. رجوع به غَشْی ْ شود. ◄ حمی الغشیة؛ تبی است که گاه ورود آن غش آید. (بحر الجواهر). ظاهراًاین همان نوبه ٔ غش امروز است که مالاریای قوی است .