غش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غَ) (اِمص.) گرفته شده از عربی به معنای بی هوشی، مدهوشی. ؛~ُ ریسه رفتن به خود پیچیدن بر اثر خنده شدید و طولانی.
(غِ شّ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) خیانت کردن. ۲- فریب دادن. ۳- کدورت. ۴- (مص م.) آمیختن هر چیز کم بها در هر چیز گرانبها و ناخالص کردن آن.