غضروف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غُ رُ) [ ع. ] (اِ.) استخوان نرم و سست مثل استخوان بینی و گوش.واژه قبلی: غضبانواژه بعدی: غضن