واژه‌جو

غفر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(غَ فْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) پوشاندن، چیزی را پوشاندن. ۲- (اِمص.) چشم پوشی از گناه، آمرزیدن.

(~.) [ ع. ] (اِ.) منزل پانزدهم ماه که سه ستاره کوچک است در برج میزان.

معنی غفر | واژه‌جو