غفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غُ فِ یا فِّ) (اِ.)پوستین، پوستین نرم بره.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غُ فِ یا فِّ) (اِ.)پوستین، پوستین نرم بره.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غفة. [ غ ُف ْ ف َ ] (ع اِ) قوت روزگذار. آنقدر از علوفه و جز آن که بدان زیست توان کرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). البلغة من العیش . کقوله : «و غفة من قوام العیش تکتفینی ». (اقرب الموارد). ◄ موش، بدان جهت که قوت روزگذار گربه است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ آنچه از گیاه و جز آن که شتر عجالة در دهان گیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه شتر با دهانش به شتاب تناول کند. (از اقرب الموارد). ◄ غفة الاناء و الضرع، بقیه ٔآنچه در ظرف یا در پستان است . (از اقرب الموارد).
غفه . [ غ ُ / غ ُف ْ ف َ / ف ِ ] (اِ) پوستین بره ٔ بسیار نرم . (از برهان قاطع). پوستین بره که به غایت نرم و نیکو باشد. (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا). پوستین بره بود که به غایت لطیف بود. (فرهنگ جهانگیری ). پوستین باشد از پوست بره ٔ جعد. (فرهنگ اسدی ) : روی هریک چون دو هفته گرد ماه جامه شان غفه سمورینشان کلاه . رودکی (از فرهنگ اسدی ).