غقاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غقاق . [ غ َق ْ قا ] (ع ص ) صیغه ٔ مبالغه از غَق ّ. قیر جوشنده که آواز آن شنیده شود. ◄ چرغ بانگ کننده . رجوع به غَق ّ شود. ◄ (ص ) به معنی غَقوق است . (منتهی الارب ). در قطر المحیط به این معنی غقاقة آمده است . رجوع به غقوق شود.