غل و غش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غل و غش . [ غ ِل ْ ل ُ غ ِش ش ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کینه . دشمنی . حسد. عداوت . غرض . بددلی . رجوع به غَل ّ و هم غش شود. ◄ در طلا و نقره، به معنی شار است . نادرست و قلب . رجوع به شار شود : استادان ... طلا و نقره را به عیار و وزن مقرر بدون غل و غش در ضرابخانه به اتمام رسانیده ... (تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی چ ١٣٣٢ ص ٢١).