غلاف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- در غلاف گذاشتن.<BR>۲- در درگیری و جدال از حریف ترسیدن و کوتاه آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- در غلاف گذاشتن. ۲- در درگیری و جدال از حریف ترسیدن و کوتاه آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلاف کردن . [ غ ُ / غ ِ / غ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) یا در غلاف کردن . در غلاف گذاشتن . اغلاف . رجوع به غلاف و اغلاف شود : یک نفس آن تیغ برآر از غلاف چند غلافش کنی ای برخلاف . نظامی . زین سبب من تیغ کردم در غلاف تا که کژخوانی نخواند برخلاف . مولوی (مثنوی ). ◄ در تداول عامه ؛ دست از کاری بازداشتن . ترک کاری گفتن .منصرف شدن : فلانی غلاف کرد.