غلام خلیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلام خلیل . [ غ ُ م ِ خ َ ] (اِخ ) عبداﷲبن احمدبن غلاب بن خالدبن فراس باهلی . او یکی از متصوفه بود. او راست : کتاب الدعاء، کتاب الانقطاع الی اﷲ تعالی جل اسمه، کتاب الصلوة و کتاب المواعظ. (از فهرست ابن الندیم ).
غلام خلیل . [ غ ُ م ِ خ َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن غالب بصری باهلی، مکنی به ابوعبداﷲ و معروف به غلام خلیل . او از محدثین عامه و فصیح بود. بعضی از اهل فن او را ضعیف الحدیث شمرده اند. وی به سال ٢٧٥ هَ. ق . در بغداد درگذشت . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ١٦١).