غلام علی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلامعلی . [ غ ُ ع َ ] (اِخ ) (شیخ ...) متخلص به حکیم از شعرای نیمه ٔ اول قرن چهاردهم و از مردم شیراز بود. دیوانی از او در دست است که در حدود ٥٥٠٠ بیت دارد.
غلامعلی . [ غ ُ ع َ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل که در ١١هزارگزی شمال باختری بنجار و ٣هزارگزی راه فرعی ادیمی به زابل قرار دارد. محلی جلگه ای است و هوای گرم و معتدل دارد. سکنه ٔ آن ٣٧٦ تن شیعه اند که به فارسی بلوچی سخن میگویند. آب آن از رودخانه ٔ هیرمند است و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری، گلیم بافی و کرباس بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
غلامعلی . [ غ ُ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان که در ١٢هزارگزی باختر قصبه ٔ رزن و یک هزارگزی راه اتومبیل رو رزن به دمق قرار دارد سکنه ٔ آن ٢٥تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه
نام فارسی