غلامانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلامانه .[ غ ُ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) چون غلامان . به سان غلامان : و محمد آن شب پیراهن غلامانه پوشیده و ردا بر سر افکنده و نعلین در پای کرد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری نسخه ٔ خطی متعلق به کتابخانه ٔ لغت نامه ). گه از فرق سرش معجر گشادی غلامانه کلاهش برنهادی . نظامی . شکل شاگرد غلامانه مکن گرچه این قاعده ای مرتسم است . خاقانی . ◄ (اِ مرکب ) مختصر نقدی که خریدار به شاگرد دکان دهد. عطیه ای که به غلام دهند چون پیغام یا خبری آرد یا امری انجام کند یا از استاد او چیزی خرند. شاگردانه . خدمتانه . قُلﱡق . راشن .