غلام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- پسر، پسری که ریش در نیاورده باشد. ۲- بنده، اجیر، نوکر.مترادفها و واژههای مرتبطجوان، طفل، فرزندبنده، چاکر، خادم، خدمتکار، زرخرید، عبد، مستخدم، مملوک، نوکرغلمان ≠ اربابواژه قبلی: غلالهواژه بعدی: غلام بچه