غلته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ یا غُ تِ) (اِ.) چوبی استوانهای شکل که با آن خمیر نان را پهن کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ یا غُ تِ) (اِ.) چوبی استوانهای شکل که با آن خمیر نان را پهن کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلتة. [ غ ُ ت َ ] (ع اِمص ) اسم مصدر از غَلَت به معنی غلط. (از اقرب الموارد). رجوع به غَلَت شود.
غلتة. [ غ َ ت َ ] (ع اِ) اول شب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
غلتة. [ غ َ ل َت َ ] (ع اِ) یک سهو در حساب . ج، غَلَتات . (فرهنگ ناظم الاطباء). قیاساً میتواند اسم مرة از غَلت باشد.