غلط راندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلط راندن . [غ َ ل َ دَ ] (مص مرکب ) به غلط سخن گفتن : کجا پیش پیرای پیر کهن غلط رانده بود از درستی سخن . نظامی . بی غلط راندن اجتهادی نیست بر غلط خواندن اعتمادی نیست . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلط راندن . [غ َ ل َ دَ ] (مص مرکب ) به غلط سخن گفتن : کجا پیش پیرای پیر کهن غلط رانده بود از درستی سخن . نظامی . بی غلط راندن اجتهادی نیست بر غلط خواندن اعتمادی نیست . نظامی .