غلغله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غُ غُ لِ) (اِ.) ۱- هیاهوی. ۲- هنگامه، آشوب. ؛ ~ء شام کنایه از: ازدحام شدید.مترادفها و واژههای مرتبطآشوب، المشنگه، بانگ، جاروجنجال، خروش، غوغا، فریاد، قشقرق، همهمه، هنگامه، هیاهوواژه قبلی: غلغلاجواژه بعدی: غلغلک