غلفتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) الکی، بیهوده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) الکی، بیهوده.
(غِ لِ) (اِ.) پوست گوسفند یا هر حیوان دیگری که یکسره از بدن آن جدا کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلفتی . [ غ ِ ل ِ ] (ص، ق ) در تداول عامه گاه به معنی الکی و قلابی و کار ناچیز بی اساس باشد و گاه یکجا و یکباره معنی دهد چنانکه گویند: پوست سرش راغلفتی بیرون بیاورند. و گویا تصحیفی از کلمه ٔ غلاف تازی باشد. ◄ در تداول مردم آذربایجان به معنی حقه باز و دغلکار و متقلب استعمال شود. قلفتی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی