غلل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلل . [غ َ ل َل ْ ] (ع مص ) تشنه گردیدن مرد یا شتر. (از منتهی الارب ). تشنه شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ آب شیره نخوردن شتر. ◄ (اِمص ) سوزش و سختی تشنگی . یا تشنگی . سوزش شکم . (از منتهی الارب ). تشنگی و سوزش . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). العطش و قیل شدته، و قیل حرارته . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) بیماریی است مر گوسپندان را. (منتهی الارب ). مرضی است گوسفند را. (از اقرب الموارد). ◄ آب روان در میان درختان . ج، اَغلال . (منتهی الارب ). آب که در میان درخت برود. (مهذب الاسماء). آبی که در میان درختان رود. (از اقرب الموارد). ◄ آب برروی ریگ که گاه پیدا و گاه ناپیدا شود. (منتهی الارب ). آبی که جریان ندارد و بر روی زمین اندکی ظاهر شودو گاه ناپیدا و گاه پیدا گردد. (از اقرب الموارد). ◄ پالونه . (منتهی الارب ) (دهار). ظرفی مانند کفگیر که چیزها در آن صاف کنند. مصفاة. (اقرب الموارد). رجوع به پالونه شود. ◄ گوشتی که هنگام پوست کندن بر پوست بماند. (از اقرب الموارد).
غلل . [ غ ُ ل َل ْ ] (ع اِ) ج ِ غُلَّة. (اقرب الموارد). رجوع به غُلَّة شود.
واژگان قرآن
أَنْ یَغُلَّ وَ مَنْ یَغْلُلْ «غلل» در اصل، به معناى نفوذ تدریجى و مخفیانه آب در ریشه درختان است، و از آنجا که خیانت به صورت مخفیانه و تدریجى صورت مى گیرد، به آن «غلول» مى گویند; و اگر به حرارت درونى ناشى از تشنگى، «غلیل» مى گویند، نیز به همین جهت است.(2)
أَنْ یَغُلَّ وَ مَنْ یَغْلُلْ «غلل» در اصل، به معناى نفوذ تدریجى و مخفیانه آب در ریشه درختان است، و از آنجا که خیانت به صورت مخفیانه و تدریجى صورت مى گیرد، به آن «غلول» مى گویند; و اگر به حرارت درونى ناشى از تشنگى، «غلیل» مى گویند، نیز به همین جهت است.(2)