غلمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غُ مَ یا مِ) [ ع. غلمة ]<BR>۱- (مص ل.) تیز شهوت شدن (زن و مرد).<BR>۲- (اِ مص.) تیزی شهوت جماع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غُ مَ یا مِ) [ ع. غلمه ] ۱- (مص ل.) تیز شهوت شدن (زن و مرد). ۲- (اِ مص.) تیزی شهوت جماع.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلمة. [ غ ِ م َ ] (ع اِ) ج ِ غُلام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). رجوع به غلام شود.
غلمة. [ غ َ ل ِ م َ ] (ع ص ) مؤنث غَلِم . (منتهی الارب ). زن تیزشهوت . (آنندراج ).
غلمة. [ غ ُ م َ ] (ع مص ) به معنی غَلَم . تیزشهوت شدن زن و مرد. (مصادر زوزنی ). ◄ (اِمص ) تیزی شهوت جماع و خواهانی آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شهوت .(تاج المصادر بیهقی ). رجوع به غلم شود : به باد فتق براهیم و غلمه ٔ عثمان به دبه ٔ علی موش گیر وقت دباب . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٥٤). به غلمه ٔ طبقات طبق زنان سرای به آبگینه و مازو و کندروو گلاب . خاقانی (ایضاً دیوان ص ٥٥).