غله دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غله دادن . [ غ َل ْ ل َ / ل ِ دَ ] (مص مرکب ) دادن گندم و جو و ارزن و امثال آن . دادن غله .غله کردن . ◄ کرای سرای و کلبه و کاروانسرا و جز آن را دادن . رجوع به غَلَّه شود : فراز گنبد سیمینش بنشستم به کام دل ز زر و سیم گنبدرا به کام او دهم غله . عسجدی . - غله بازدادن ؛ سود دادن . بهره مندکردن : صحبت چو غله نمیدهد باز جان در غله دان خلوت انداز. نظامی .