غلو کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلو کردن . [ غ ُ ل ُوو ک َ دَ ] (مص مرکب ) از حد گذشتن . غالی بودن . غلو داشتن . رجوع به غُلُوّ شود : با هرکه دوستی کنی از دل مکن غلو با هرکه دشمنی کنی از جان مبر خطر. خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلو کردن . [ غ ُ ل ُوو ک َ دَ ] (مص مرکب ) از حد گذشتن . غالی بودن . غلو داشتن . رجوع به غُلُوّ شود : با هرکه دوستی کنی از دل مکن غلو با هرکه دشمنی کنی از جان مبر خطر. خاقانی .