غلچگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ چِ) (حامص.) ۱- روستایی بودن. ۲- زندگانی کردن مانند اوباش.واژه قبلی: غلچهواژه بعدی: غلک