غمز
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غَ مْ زْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) با چشم و ابرو اشاره کردن. ۲- سخن چینی کردن. ۳- (مص م.) آشکار کردن راز کسی. ۴- (اِ.) ناز و کرشمه.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غَ مْ زْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) با چشم و ابرو اشاره کردن. ۲- سخن چینی کردن. ۳- (مص م.) آشکار کردن راز کسی. ۴- (اِ.) ناز و کرشمه.