غمود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمود. [ غ ُ ] (ع مص ) افزون گردیدن دسته های برگ عرفط چندانکه فروپوشد خار را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). انبوهی برگهای درخت عرفط چنانکه خار را بپوشد. (از اقرب الموارد). ◄ خشک گردیدن چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
غمود. [ غ ُ ] (ع اِ) ج ِ غِمد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غِمد شود.