غمگین کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمگین کردن . [ غ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اندوهناک کردن . غمناک کردن : جهانا چند ازین بیداد کردن مرا غمگین و خود را شاد کردن . نظامی . آتش صنعت اگر غمگین کند سوزش از امر ملیک دین کند. مولوی (مثنوی ). رجوع به غمگین داشتن شود.