غمگین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) آن که دارای غم است، اندوهگین، مغموم.مترادفها و واژههای مرتبطآزرده، افسرده، افسرده، اندوهگین، اندوهمند، اندوهناک، پژمان، تنگدل، حزین، دلتنگ، غمناک، غمین، گرفته، متاثر، متالم، محزون، مغموم، مکدر، ملول، مهموم، ناخرم، ناخوش، ناشاد ≠ شاد، مسرورواژه قبلی: غمگنواژه بعدی: غمین