غمیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمیر. [ غ َ ] (ع ص، اِ) نبات خرد انبوه . (مهذب الاسماء). دانه بَهمی ̍، گیاهی است، یا گیاه اندک سبز، یا گیاه سبز که زیر گیاه خشک برآمده باشد، یا گیاه در بن گیاه دیگر. ج، اَغمِراء . ◄ آب بسیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
غمیر. [ غ ُ م َ ] (اِخ ) جایی است میان ذات عَرق و البستان، و پیش از غمیر در دو میلی آن قبر ابی رغال واقع است . (از معجم البلدان ).
غمیر. [ غ ُ م َ ] (اِخ ) جایی است در دیار بنی کلاب نزدیک ثلبوت . (از معجم البلدان ).