غنجه غنجه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غِ جِ یا جَ) (اِمر.) پارچهای لطیف که زنان از آن چارقد میساختند.واژه قبلی: غنجهواژه بعدی: غنجیدن