غنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ دِ) (اِ.) بوی بد.(~.) ۱- (ص.) هرچیز پیچیده و گلوله شده. ۲- (اِ.) پنبه گلوله کرده. ۳- عنکبوت.واژه قبلی: غندماشواژه بعدی: غنم