غنود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنود. [ غ ُ ] (مص مرخم، اِمص ) خفتن . (فرهنگ اوبهی ). آرمیدن و آسودن . استراحت و آسایش . وَسَن . رجوع به فرهنگ اسدی و غنودن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنود. [ غ ُ ] (مص مرخم، اِمص ) خفتن . (فرهنگ اوبهی ). آرمیدن و آسودن . استراحت و آسایش . وَسَن . رجوع به فرهنگ اسدی و غنودن شود.