غنی لاهیجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنی لاهیجی . [غ َ ی ِ ] (اِخ ) ملازم سلطان خان احمد بود. این دو بیت از غزلی است که در ملازمت سلطان نامبرده گفته است : دلم خود را بلاگردان آن خونخوار میخواهد که از هر گوشه ٔ چشمش بلا زنهار میخواهد نبندد گر حیا قفل ابد بر لب تمنا را هوس صد کام هردم از لب دلدار میخواهد. این رباعی نیز از اوست : زاهد ز تو خلد و حور دلدار ازمن راحت همه زآن تو و آزار از من سجاده و خانقاه و تسبیح از تو ناقوس و کلیسیا و زنار از من . (از مجمع الخواص صادقی ص ٢٣٧).