غنیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنیت . [ غ ُن ْ ی َ ] (ع اِمص ) مالداری و توانگری . (غیاث اللغات ). رجوع به غُنیة شود : دارد یمین تو به سخا بیعت و یمین خلق از یسار تو شده با غنیت و یسار. سوزنی . یک ساعته سخای یمین و یسار تو دریا و کوه را ببرد غنیت و یسار. سوزنی . زن او آن فرصت غنیمت شمرد، و آن غیبت غنیت گمان برد. (سندبادنامه ص ١٥٥).