غوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوت . (اِ) فلاخن، و آن چیزی است که شبانان از پشم بافند و بدان سنگ اندازند. (از برهان قاطع)(انجمن آرا) (آنندراج ). سنگ انداز بود و آن را فلاخن نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). ◄ گیاهی است مانند پنبه در غایت سبکی . (از برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ بمعنی غوطه نیز گفته اند که سر به آب فروبردن و فرورفتن در آب است . (از برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). غوته . (برهان قاطع).
غوت . [ غ ُ ] (اِخ ) غوط. تلفظی از گت . نام قومی از ژرمن . رجوع به گت و قاموس الاعلام ترکی شود.