غوث/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غُ) [ ع. ] ۱- (مص م.) یاری کردن، به فریاد رسیدن. ۲- (اِمص.) یاری.مترادفها و واژههای مرتبطاعانت، امداد، پناهدهی، دستگیری، فریادرسی، مساعدت، یاریپناه، ملجافریادرسواژه قبلی: غوتواژه بعدی: غور