غورجکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غورجکی . [ رَ ] (اِخ ) خشنام بن ابی المغوار غورجکی، مکنی به ابومنصور.از ابن عیینه و دیگران روایت کند، و اسحاق بن اسماعیل بن وضاح بن راشد مروزی و دیگران از او روایت دارند. وی زاهد بود. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ٢ ص ١٨٢).
غورجکی . [ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به غورجک . (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ٢ ص ١٨١). رجوع به غورجک شود.