غوره زار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوره زار. [ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) جایی که در آن غوره باشد : ایاز نوشخند او را پسر بود که دزد غوره زار او شکر بود. حکیم زلالی (از بهار عجم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوره زار. [ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) جایی که در آن غوره باشد : ایاز نوشخند او را پسر بود که دزد غوره زار او شکر بود. حکیم زلالی (از بهار عجم ).