غورک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غورک . [ غ َ رَ ] (اِخ ) ابن حِصرِم . او حضرمی است و از صادق (ع ) روایت کند.
غورک . [ رَ ] (اِخ ) غوزک . غوژک . نام گردنه ای است . رجوع به غوژک و غوزک و الجماهر بیرونی ص ٢٢٠ شود.
غورک . [ رَ ] (اِخ ) حاکم سمرقند در زمان خلافت ولیدبن عبدالملک . وی با قتیبةبن مسلم جنگ کرد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ١٦١ شود.