واژه جو

غوزو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غوزو. (ص نسبی ) آدم غوزو. در تداول عامه ٔ برخی از استانها، غوزی . غوزدار. قوزدار. رجوع به غوزی شود.

معنی غوزو | واژه جو