غوشاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوشاد. (اِ) جایگاه گاوان و گوسفندان . (فرهنگ اسدی ) (از صحاح الفرس ). جای خوابیدن گاوان و گوسفندان . (برهان قاطع). چاردیوار را گویند که شب هنگام گاوان و گوسفندان و شتران و امثال آن در آنجا باشند. (فرهنگ جهانگیری ). غوشا. آغل . شبگاه . شب غازه . زاغه : سبوح و مزکت بهمان گرفت و دیزه فلان و ما چو گاوان گرد آمده به غوشادا. ابوالعباس (از فرهنگ اسدی ). ز بأس پاس تو اندر کنام شیر و پلنگ کند شبان به شبان از پی گله غوشاد. شمس فخری (از آنندراج ) (جهانگیری ). ◄ سرگین سایر حیوانات . بفتح اول نیز آمده است . سرگین حیوانات . غوشا. ◄ جای فرودآمدن کاروان . قافله گاه . (از برهان قاطع). ◄ جایگاه دیوان و جنیان . (اداة الفضلاء) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ◄ درخت بلند. (برهان قاطع) (اداة الفضلاء).