غوشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) گیاهی است که در هنگام تری آن را نان خورش کنند و چون خشک شود دست شوی سازند و آن نوعی از کماة باشد و زنان آن را در حلوا کرده بپزند و بجهت فربهی خورند. (فرهنگ جهانگیری ). مخفف غوشنه . (فرهنگ نظام ). غوشنه . غویشه . غرشنه . غوبنگ . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به غوشنه شود. ◄ نوعی از طعام که آن را ترینه گویند. (برهان قاطع). ◄ درخت غوش که از چوب آن تیر و نیزه و زین اسب سازند. (ناظم الاطباء). رجوع به غوش شود. ◄ خوشه ٔ غلات و خوشه ٔ انگور و خرما. (ناظم الاطباء).