غوش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- سرگین حیوانات. ۲- نوعی چوب محکم که از آن زخمه میساختند.
(اِ.) = گوش: ۱- گوش، اذن. ۲- جایی از آلات موسیقی ذوات الاوتار که روده یا سیم بدان بندند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- سرگین حیوانات. ۲- نوعی چوب محکم که از آن زخمه میساختند.
(اِ.) = گوش: ۱- گوش، اذن. ۲- جایی از آلات موسیقی ذوات الاوتار که روده یا سیم بدان بندند.