غوص/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) فرو رفتن در آب. ۲- داخل شدن در چیزی. ۳- تأمل کردن.مترادفها و واژههای مرتبطزیرابیزیراب، غواصی، غوطهوریتامل، تفکر، تعمقواژه قبلی: غوشه کردنواژه بعدی: غوطه