غوغا کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
المشنگه راه انداختن، المشنگه برپا (بهپا) کردن، ازدحام کردن (با بینظمی)، سروصدا کردن، پرسروصدا بودن، ولوله بهپا کردن پایکوبی کردن، شادمانی کردن، بلند صحبت کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
المشنگه راه انداختن، المشنگه برپا (بهپا) کردن، ازدحام کردن (با بینظمی)، سروصدا کردن، پرسروصدا بودن، ولوله بهپا کردن پایکوبی کردن، شادمانی کردن، بلند صحبت کردن