غیب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غِ یْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) غایب شدن. ۲- (ص.) ناپیدا، پنهان.مترادفها و واژههای مرتبطپنهان، پنهانشدگی، پوشیده، راز، سر، مخفی، مستور، ناپدید، نادیده، نامرئی، نهان، نهانشدگی ≠ فاشواژه قبلی: غیارواژه بعدی: غیب زدن