غیر قابل حل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانناگشودنی، چاره نشدنیواژه قبلی: غیر قابل تحملواژه بعدی: غیر قابل درک