غیر قابل درک
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نامفهوم، غیرقابل توضیح، دشوار، مهجور، دورازذهن، بیانناپذیر ناخوانا، نامأنوس، ناگفته آهسته، ناواضح، غیرواضح، غیرقابلشنیدن آبنکشیده
واژگان فارسی سره واژهدان
درنیافتنی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نامفهوم، غیرقابل توضیح، دشوار، مهجور، دورازذهن، بیانناپذیر ناخوانا، نامأنوس، ناگفته آهسته، ناواضح، غیرواضح، غیرقابلشنیدن آبنکشیده
واژگان فارسی سره واژهدان
درنیافتنی