غیران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیران . [ غ َ ] (ع ص ) رشک کن . (دهار) (مهذب الاسماء). مرد بارشک . ج، غَیاری ̍، غُیاری ̍. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مردی که غیرت زن خود را داشته باشد. مرد باغیرت نسبت به زن خود. مؤنث آن غَیری ̍. غیور. مِغیار.(از اقرب الموارد). رجوع به غَیرَت و غَیرَة شود.
غیران . (ع اِ) ج ِ غار. (منتهی الارب ) (دهار) (اقرب الموارد). رجوع به غار شود.
غیران . (اِخ ) نام ناحیه ای در اسپانیا در سر راه اشبیلیه (سویل ) به قرطپه از راه لوره . ابن حوقل آن را «غیر غیره » آورده است .رجوع به الحلل السندسیة ج ١ ص ١٣٤ و حاشیه ٔ آن شود.