غیطم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیطم . [ غ َ طَم م ] (ع ص ) شیر غلیظ و سخت . لبن خاثر. (اقرب الموارد). شیر خفته و دفزک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ظاهراً مراد شیر مانده است که غلیظ شده باشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیطم . [ غ َ طَم م ] (ع ص ) شیر غلیظ و سخت . لبن خاثر. (اقرب الموارد). شیر خفته و دفزک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ظاهراً مراد شیر مانده است که غلیظ شده باشد.