غیطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیطی . [ غ َ ] (ص نسبی ) منسوب به «غیطالعده » یا «ابی الغیط» از نواحی مصر. (از اعلام زرکلی چ ٢ ج ٦ ص ٢٣٤). رجوع به معجم المطبوعات ج ٢ شود.
غیطی . [ غ َ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن علی سکندری غیطی شافعی، مکنی به ابوالمواهب و ملقب به نجم الدین . از دانشمندان مصر بود. نسبت او به «غیطالعده » یا «ابی الغیط» واقع در مصر است . او راست : قصة المعراج الصغری، القول القویم فی اقطاع تمیم (خطی )، مشیخة (خطی )، الفرائد المنظمة (خطی )، بهجة السامعین (خطی )، الاسلام و الایمان (خطی ) و جز آن . (از اعلام زرکلی چ ٢ ج ٦ ص ٢٣٤). صاحب معجم المطبوعات کتاب «المعراج الکبیر» را نیز جزء تألیفات او ذکر کرده است . رجوع به معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٤٢٢ شود.