غیغاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیغاج . [ غ َ ] (ص، ق ) قیقاج . در تداول عوام، کج و پیچان، با رفتن و نگاه کردن استعمال میشود. - غیغاج رفتن ؛ کج و پیچان راه رفتن . ◄ در تداول مردم آذربایجان، قیقاج یا قیقاجی بریدن پارچه ؛ یعنی بریدن آن بشکل سه گوشه ٔ قائم الزاویه .