فاترسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاترسین . [ ت َ ] (معرب، اِ) اسپندان، و آن تخمی است بغایت ریزه که آن را خردل میگویند. (برهان ). ◄ سپندِ سوختن، و آن تخمی باشد که بجهت دفع چشم زخم بر آتش ریزند. (برهان ). اسفند. اسپند. ◄ بجای تای منقوط با شین (فاشرسین ) هم آمده است . (برهان ). رجوع به فاشرسین و فاترشین و فاتوسین شود.